داستان کوتاه اندوه آنتوان چخوف / صوتی

اکنون مدتی است که یوآن و اسبش از جا حرکت نکرده‌اند. پیش از ظهر از طویله درآمدند و هنوز مسافری پیدا نشده است. اما دیگر تاریکی شب شهر را فرا گرفته، رنگ‌پریدگی روشنایی فانوس‌‌ها به سرخی تندی مبدل شده است و رفته‌رفته …. درباره ی نویسنده : آنتوان چخوفآنتون پاولوویچ چِخوف ،داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجسته […]

به اشتراک بزارید

چهار فصل آنتونیو ویوالدی / موسیقی

چهارفصل، عنوانی است برای مجموعه چهار کنسرتوی جداگانه، برای ویولن و ارکستر، که توسط آنتونیو ویوالدی آهنگساز ایتالیایی تصنیف گشته است و شماره های یک الی چهار اپوس هشت این مصنف را در بر می گیرد. کنسرتوی هر فصل از سه قسمت مختلف تشکیل شده و کل اثر در مجموع، مرکب از دوازده موومان است. […]

به اشتراک بزارید

آدم مغرور اثر آنتون چخوف / کتاب صوتی

مرد مغرور اخم کرد و از پله ها بالا رفت. دقایقی بعد در بوفه ایستاده بود و در حالی که کنیاک می نوشید توضیح می داد: ــ در دنیای ما ، آدم اگر غرور نداشته باشد ، روزگارش سیاه است. من که شخصاً ، محال است در مقابل کسی سر خم کنم! تسلیم احدی نمی […]

به اشتراک بزارید

درباره افلاطون

افلاطون، یکی از فیلسوفان بزرگ آتنی در عصر کلاسیک یونان است. به تعبیر دیوگنوس لائرتیوسی نام واقعی او آریستوکلس بود و به خاطر هیکل تنومندش به او لقب افلاطون را دادند. (به یونانی باستان: Πλάτων،‏ با تلفظ: /ˈplaton/ˈ). همچنین بسیاری او را بزرگ‍ترین فیلسوف تاریخ می‌دانند او در کنار استادش سقراط و شاگردش، ارسطو، یکی […]

به اشتراک بزارید

دکلمه دکترسروش / مولانا دیوان شمس غزل ۶۳۳

شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد مستی سرم آمد نور نظرم آمد چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد امروز به از دینه ای مونس دیرینه دی مست بدان بودم کز […]

به اشتراک بزارید

دکلمه دکترسروش / مولوی دیوان شمس غزل شمارهٔ ۱۹۶۳

پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من غمگسار و همنشین و مونس شب‌های من ای شنیده وقت و بی‌وقت از وجودم ناله‌ها ای فکنده آتشی در جمله اجزای من در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی جفت گردد بانگ که با نعره و هیهای من ای ز هر نقشی تو پاک و […]

به اشتراک بزارید

چیدن سپیده دم – شاملو

پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم پیش از آنکه پرده فرو افتد پیش از پژمردن آخرین گل بر آنم که زندگی کنم بر آنم که عشق بورزم برآنم که باشم در این جهان ظلمانی در این روزگار سرشار از فجایع در این دنیای پر از کینه نزد کسانی که نیازمند منند کسانی که […]

به اشتراک بزارید

احمد شاملو/ ‏چه بی تابانه می خواهمت

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری ! چه بی تابانه تو را طلب می کنم ! بر پشت سمندی گویی نوزین که قرارش نیست. و فاصله تجربه یی بیهوده است. بوی پیرهنت این جا و اکنون. کوه ها در فاصله سردند. دست در کوچه و بستر حضور مأنوس دست تو […]

به اشتراک بزارید