مستند بسیار زیبای شیخ الرئیس ابوعلی سینا

ابوعلی سینا حکیم، فیلسوف، طبیب و دانشمند بزرگ ایرانی که در جهان غرب به نام(Avicenna) و با لقب “امیر پزشکان” شناخته شده است، در ماه صفر از سال 370 هجری قمری در شهر بخارا به دنیا آمد.

شیخ الرئیس ابوعلی سینا

کتاب‌ها و رساله‌های فراوانی را به ابن سینا نسبت داده‌اند. یحیی مهدوی همهٔ آثار منسوب به شیخ‌الرئیس را با تفکیک آثار اصیل از آثار مشکوک برشمرده‌است.

در اینجا مهم‌ترین آثار ابن سینا معرفی می‌شود:

الشفاء: این کتاب مفصل‌ترین اثر فلسفی ابن سیناست که اکنون در اختیار داریم. الشفاء دائرة المعارفی است در چهار قسم: منطق، ریاضی، طبیعی و الهی. سه قسم نخست، هریک مشتمل بر بخش‌های دیگری است. بنابر گزارش جوزجانی، شیخ در همدان،فهرست عناوین اصلی مطالب شفا را در دو روز و بدون مراجعه به هیچ کتابی تهیه کرد و سپس به کار نگارش آن همت گماشت، تا اینکه جمیع طبیعیات و الهیات (جز کتاب حیوان و نبات) و بخشی از منطق را بنگاشت؛ و سپس به همراه تنی چند از جمله شاگردش جوزجانی از همدان به اصفهان رفت و سپس به تکمیل کتاب شفا همت گماشت و منطق و ریاضیات را نوشت؛ و سپس در مسیر سابون باقی‌مانده شفا یعنی کتاب نبات و حیوان و نیز نجات را تصنیف کرد.

النجاة: این کتاب تلخیصی است از الشفاء که بنا بر سنت متداول تلخیص‌نویسی در آن دوران، نوشته شده‌است. این کتاب نیز مشتمل بر چهار قسم منطق، ریاضی، طبیعی و الهی است.

الاشارت و التنبیهات: این کتاب که در پایان حیات ابن سینا نگاشته شده، پخته‌ترین و پربارترین کتاب او در زمینه فلسفه است و آخرین دیدگاه‌های وی را در بر می‌گیرد. این کتاب نیز چهار بخش دارد: منطق، طبیعیات، الهیات و عرفان، که به جای ریاضیات قرار گرفته‌است.

المبدأ و المعاد: ابن سینا در این کتاب در سه مقاله دربارهٔ واجب الوجود و صفات او، ترتیب و چگونگی فیض وجود از موجود نخستین تا آخرین (و پایین‌ترین) موجود و سرانجام خلود نفس، سعادت و شقاوت اخروی آن سخن می‌گوید و مباحث آن را ثمره دو علم مابعد الطبیعه و طبیعیات می‌داند.

التعلیقات: این کتاب همان گونه که از نام آن پیداست، مشتمل بر تعلیقه‌های ابن سینا بر آثار فلسفی اسلاف یا آثار خود اوست و گاه پاسخ‌هایی است به پرسش‌هایی که از او پرسیده‌اند. در این کتاب دربارهٔ موضوعات منطقی، طبیعی، الهی(= مابعدالطبیعی) و احیاناً ریاضی سخن گفته شده‌است و مباحث متفرقه دیگری نیز در آن یافت می‌شود.

المباحثات: این کتاب نیز حاصل گفت و گوهایی است مکتوب بین ابن سینا و برخی شاگردانش (به ویژه بهمنیار و ابو منصور بن زیله) که مانند التعلیقات، موضوعات متنوعی را دربر می‌گیرد.

عیون الحکمة: این کتاب به‌طور فشرده و مختصر مباحث اصلی منطق، طبیعیات و الهیات را پیش می‌کشد.

دانش نامه علایی: ابن سینا دانش نامه را به درخواست و برای علاء الدوله کاکویه نوشته‌است. این کتاب ظاهراً نخستین کتاب فلسفی است که پس از تأسیس فلسفه اسلامی به زبان فارسی نوشته شده‌است. دانشنامه چهار بخش منطق، طبیعیات، ریاضیات و الهیات را دربردارد.

الانصاف: کتابی است که به گفته ابن سینا نزدیک به ۲۸هزار مسئله را در بر می‌گرفته‌است. دست نوشته آن در حمله مسعود غزنوی به اصفهان به تاراج رفت. ابن سینا می‌خواست آن را دوباره بنویسد، اما ظاهراً در این کار توفیقی نیافت. پاره‌هایی از این کتاب را عبدالرحمن بدوی یافته و در کتاب ارسطو عندالعرب گنجانیده‌است.
القانون فی الطب: قانون، کتاب مشهور ابن سینا در زمینه پزشکی، مشتمل بر پنج بخش است. این کتاب بارها به لاتینی ترجمه شده و تا ظهور پزشکی نوین (در قرن هفدهم میلادی) مهم‌ترین منبع پزشکی در جهان بوده‌است.
رسالة فی اقسام العلوم العقلیة: ابن سینا در این رساله فلسفه را به نظری و عملی، و هریک از آن دو را به اقسامی تقسیم و به‌طور فشرده آن‌ها را تعریف و به موضوعات، مسائل و فروع آن‌ها اشاره می‌کند.
الرسالة الاضحویة فی امر المعاد: بوعلی این رساله را برای شخصی به نام ابوبکر بن محمد ملقب به الشیخ الامین نوشته‌است و در آن دربارهٔ حقیقت معاد، آراء گوناگون دربارهٔ آن، ابطال آراء باطل، حقیقت انسان (یعنی نفس) و بقای آن و ضرورت معاد و آخرت سخن گفته‌است. ابن سینا در این رساله معاد جسمانی را نا ممکن دانسته‌است و ظاهر آیات قرآن را که بر معاد جسمانی دلالت دارند، تأویل کرده‌است.
رسالة الحدود: در این رساله تعریف مفاهیم و اصطلاحات فلسفی را پیش کشیده‌است.
رسالة حی بن یقظان: این اثر، رساله ای است عرفانی از ابن سینا، و ترجمه و شرحی فارسی بر آن یافت شده که به شاگردش جوزجانی نسبتش داده‌اند.
منطق المشرقیین: این کتاب بخش منطق از کتابی است که ابن سینا در مقدمهٔ آن می‌گوید آرزو داشته امهات علم راستین را که فقط کسانی می‌توانند آن را دریابند که بسیار اهل فکر و نظرند و از حدس صائب بهره مندند، در آن بگنجاند. ابن سینا می‌گوید این کتاب را فقط برای کسانی که مانند خود او هستند، نوشته‌است و برای عموم اهل فلسفه، کتاب الشفاء را کافی، و بلکه فراتر از نیازشان شمرده‌است. بدین ترتیب معلوم می‌شود ابن سینا در این کتاب می‌خواسته مسلک و مکتب ویژه ای را عرضه کند غیر از آنچه در شفا عرضه کرده بود؛ اما متأسفانه جز بخش منطق، چیزی از آن به دست ما نرسیده‌است و همین مقدار نیز با منطق شفا تفاوت چندانی ندارد.

به اشتراک بزارید