دکلمه دکترسروش / مولوی دیوان شمس غزل شمارهٔ ۱۹۶۳

پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من غمگسار و همنشین و مونس شب‌های من ای شنیده وقت و بی‌وقت از وجودم ناله‌ها ای فکنده آتشی در جمله اجزای من در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی جفت گردد بانگ که با نعره و هیهای من ای ز هر نقشی تو پاک و […]

به اشتراک بزارید

معنای زندگی سخنرانی دکتر سروش – 19 اسفند 98

مقدمه ای بر اتفاق های اخیر ایران توسط دکتر سروششرح بیشتری بر معنای زندگی گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس من و همصحبتی اهل ریا دورم باد از گرانان جهان رطل گران ما را بس قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند ما که رندیم و […]

به اشتراک بزارید